عاشقانه های برف
تأملی بر شعر و کتاب پژمان الماسی نیا
شاعری که بنظر بعضی ها کوچک است و با اسمی کوچک عاشقانههای برف را بر عنوان کتابی به همین اسم زنده است .
شعرها با چند جمله کوتاه نوشته شدند تا به درک بزرگی از روح عاطفی الماسی نیا برسند شاعرانی که بی شک در این حیطه بسیار نوشتند و شعر هایکو از میان همه این نوشته ها برجسته تر خود را نشان داده است . شاعرانی که می خواستند به درک درستی از طبیعت و دنیای اطراف خود برسند .
الماسی نیا در کتاب عاشقانه های برف خواسته از بایدها و نبایدها عبور کند و به این مرز برسد که شعر ، با کوتاهی کلمه ها و سطرها رسالت شاعر را میرساند و به مخاطب، شعور مفهومی میدهد وبرایش حضوری انحصاری و فعال در عمق شعر پیدا میکند . درحالی که کلام در موسیقی واژه های کوتاهش آنطور که باید نتوانسته تخیل و عاطفه های مخاطب را درگیر کند و این خود میزان شناخت شاعر بر ادبیات امروز است.
در هجوم خالی صندلی ها / تنها تو را / و نگاهت را می جویم .
در شعرهای بیش از سه سطر که معمولاً بین هشت تا بیست سطر هستند موفقیت بیشتری از او به چشم می خورد و رویکرد بهتری دارند فضاهایی که در شعرهای کوتاه خالی بنظر میرسد را جبران کرده و تلفیق مناسبی از واژه ها و مفاهیم ساخته است .
لایه های زیرین و پنهانی که الماسی نیا در شعرهایش داشت بخوبی نمایان بود و بنظر میرسید که خواسته عریان تر خودش را در برابر حقیقت های محض نشان دهد و این با پتانسیلی که در شعر ازخود نشان داد برابری میکرد .
ماه میان زمستان بود / چهار بعدازظهر ، پاره ای برف به دستم دادی / گفتی همینجا روی نیمکت منتظرم بنشین / تا برف آب شده ، برمیگردم .
الماسی نیا شاعر محتاط نیست . بی پرده و زود مینویسد و تأملی بر خواسته های بدوی خود ندارد . هیجان زده به افشاگری می پردازد و طبیعی است که اینطور باشد . شاعر از تجربه و بلوغ بالا برخوردار نیست ولی اظهارنظر خوبی دارد و بی باک است و همانطور که در ابتدا گفتم به بایدها و نبایدها تن نمی دهد و به اینکه هرگز نرسد فکر نمیکند . این فرآیند در رابطه با او و واقعیت هایش که مبتنی بر قردادهای شخصی شاعر است به شگرد معنایی و روایی مختص خودش دست می یابد و درک اجتماعی و شاعرانه را به دنیای دست نیافتنی و درونگرایی خود عرضه دارد و زبان ساده و روان را به واسطه تفکری که پشت کارهایش پنهان کرده است به لایه های زیرین کلمه ها میرساند که با استفاده از این ترکیبات در سایه ادبیات به شعرهایی تبدیل میشود که پراز حرفهای نیمه کاره است و آنرا رها کرده تا مخاطب ادامه دهنده رازهای نهانی او باشد .
الماسی نیا با بزرگنمایی مفاهیمی چون عشق به بعضی از واژه ها و سطرها با تکنیکی که از خود به خرج میدهد از ساختار ذهنی اش دور میکند و می پندارد که این به نفع مخاطب است تا شعور شعر خود را بالا ببرد و در جاودانه شدن اثر به او کمک کند تا با این موضوع هیجانش را به درک درست و منطقی در موقعیت اجتماعی و جایگاه ادبی او رسیده باشد .
همیشه باور داشته ام / یک عصر جمعه / تنها بمانم / خانه که نباشی / خواهم مرد .
الماسی نیا شاعر جوانی است که میتواند به مرز پختگی بیشتری برسد . در حالی که نمیتوان به سادگی از شعرش گذشت . او ساختار و شاعرانگی خودش را دارد و توانسته بستر مناسب به حال خودش را در شعر ایجاد کند بستری که مخاطب را به ورطه احساسات بکشاند . این جهان شاعرانه اوست که شکل تازه ای به کیفیت و نحوه شنیداری خواننده داده است .
نوشته ام را کوتاه میکنم و در پایانی که خواسته من نیست ، تمامش میکنم . آرزوی روزهای بهتر برای عاشقانه های برف پژمان الماسی نیا دارم .
به نزدیک تو می آیم / با یک بغل نرگس / از پیرمرد گل فروش سرچهارراه / که در راه خانه گاهی گفته ای / کاش! می توانستیم همه نرگس هایش را یکجا بخریم / به خانه می آیم ./ .............